قالب های فارسی وردپرس 30

این وبلاگ جهت دسترسی آسان شما عزیزان به قالب های برتر وردپرس به صورت فارسی تدوین و راه اندازی شده است.

قالب های فارسی وردپرس 30

این وبلاگ جهت دسترسی آسان شما عزیزان به قالب های برتر وردپرس به صورت فارسی تدوین و راه اندازی شده است.

بهای کمال گرایی در عکاسی

هدف نهایی عکاسی چیست؟ ایده کمال‌گرایی در عکاسی از کجا نشأت می‌گیرد؟ این سوالات تاریخی به قدمت اولین عکس گرفته شده دارند، با این وجود هنوز پاسخ قطعی به این پرسش‌ها داده نشده است.

کن میچل عکاس اهل پورتلند، مدیرعامل شرکت لنزبی‌بی (Lens Baby)، تولید‌کننده تحسین شده‌ی لنز‌ و قطعات جانبی دوربین‌های عکاسی است. او در پی بازدیدش از نمایشگاه فوتو‌پلاس ( PhotoPlus) نیویورک می‌نویسد: «با قدم زدن از غرفه‌ای به غرفه‌ی دیگر ، اغلب می‌شنیدم معرفی‌کنندگان شرکت‌ها به مخاطبان خود توضیح می‌دادند که چگونه نمایی (shot ) کامل و بی عیب و نقص بگیرند. با اینکه مخاطبان جای مناسبی برای نشستن نداشتند، همچنان بسیار علاقمند نشان می‌دادند».

در ادامه مقاله‌ای را که این هنرمند و کارآفرین در وب‌سایت پتاپیکسل منتشر کرده است با هم مطالعه می‌کنیم.

مسئله‌ی کمال در عکاسی اغلب با عنوان دستیابی به نورپردازی و نوردهی کامل، فوکوس واضح لبه تا لبه و ... توضیح داده می‌شود. اصول تکنیکی معمول که همه ما تا جای ممکن دنبال می‌کنیم. اما این وسواس دستیابی به کمال از کجا ناشی می‌شود؟ بهای کار خلاق ما چیست؟

لوئی داگر/Louis Daguerre

لوئی داگر، یکی از پیش‌گامان عکاسی و مبدع فرایند داگرئوتیپ در عکس‌برداری 

در حقیقت، دنبال کردن ریشه وسواس کمال‌گرایی در عکاسی چندان مشکل نیست. گزارش دهه ۱۸۴۰ جوزف‌لوئیس گی‌لوساک (Joseph-Louis Gay-Lussac) به پارلمان فرانسه که پیشنهاد خرید حقوق فرایند عکاسی جدید و انقلابی لوئی داگر (Louis Daguerre) را می‌دهد، ادعای مشابهی درباره کمال‌گرایی در عکاسی مطرح می‌کند: «... از آنجا که برداشت‌های صورت گرفته با فرایند آقای داگر، تصاویر حقیقی از ذات طبیعت هستند؛ طبیعت بی‌جان، دوباره می‌تواند کرد پیدا کند، کمالی که در غیر این‌صورت غیر قابل دسترس می‌بود».

کمال در دسترس ازطریق فرایند‌ی عکاسی این معما را خلق کرد که آیا باید عکاسی در علم و با هدف مستندسازی استفاده شود یا یک شکل از هنر باشد؟

جواب سؤال فوق هر دو بود. بلافاصله برخی از هنرمندان به مطالعه‌ی نحوه استفاده از این ابداع در نقاشی‌های آینده پرداختند. برخی دیگر از آن برای مستندسازی زندگی و به‌ویژه پرتره استفاده کردند. با پیشرفت تکنولوژی، توانایی عکاسان نیز برای کپی دقیق‌تر آنچه قبل از آن‌ها بود افزایش پیدا کرد. پیشرفت‌های اولیه در فرایند پرینت‌میکینگ (printmaking) و ابزار و لنزها به گرفتن عکس‌هایی شفاف‌تر و دقیق‌تر کمک کرد.

با این وجود همه درباره‌ی هدف قرار دادن کمال‌گرایی اتفاق نظر نداشتند. جولیا مارگارت کامرون که یکی از اولین عکاسان زن بود، عموما به خاطر پرتره‌های تار (blurry) خود مورد انتقاد قرار می‌گرفت.

کامرون در پاسخ به انتقادات می‌گفت: « فوکوس چیست؟ چه کسی این حق را دارد که بگوید کدام فوکوس خوب است و کدام بد؟»

مارگارت کامرون/Julia Margaret Cameron

نقاشی مارگارت کامرون توسط فدریک واتس (چپ) و پرتره‌ای از شوهرش که توسط او گرفته شده است.

در همین زمان، هنر در اروپا دچار بحران هویت شده بود. پاریس به خاطر سرمایه‌گذاری ناپلئون در هنر و میل و علاقه‌ی او به ساخت یک «دولت هنرمند»، به مرکز هنر تبدیل شد. به منظور حفظ یک‌پارچگی هنر فرانسه، دولت همه اشکال هنر تجاری را محدود کرد. هر شخصی برای ارائه‌ی کارهایش در Salon (سالون تنها مکانی بود که هنرمندان می‌توانستند کارهایشان را در آنجا بفروشند) مجبور بود دوره آموزشی شایسته‌ای گذرانده باشد؛ موضوع سوژه شایسته‌ای برگزیده باشد و براساس دستورالعملی که حاکمیت تعیین کرده بود، به خلق آثار هنری بپردازد. درکنار این دستورالعمل هنرمند ملزم به رعایت این قانون نیز بود که نقاشی باید به شکل ماهرانه‌ای طراحی شده و هیچ اثری از دست هنرمند (احساسات شخصی او) در آن نباشد. به هر حال برای پیکرتراشی و نقاشی، کمال امری تعریف شده بود.

سالون/Salon

سالون-پاریس، ۱۸۹۰-اثر آندره ریکسن

سپس اتفاقی افتاد که هیچ‌ کس پیش‌بینی نمی‌کرد. هنرمندان معینی اصول کمال‌گرایانه حاکمیت را زیر سؤال بردند. در ۱۸۳۰، اوژن دولاکروا (Eugène Delacroix)، هنرمند فرانسوی که یکی از اعضای مشهور سالون بود، تحت تاثیر جان کانستبل، هنرمند منظره‌نگار انگلیسی و جی‌ام‌دبلیو ترنر، رنگ‌های روشن‌تر و نور بیش‌تری به کارهایش افزود و در سوژه‌هایش موضوعات مدرن‌تری معرفی کرد.

در سال ۱۸۶۵، ادوارد مانت، هنرمندی با آموزش کلاسیک، «المپیا» را ارائه کرد. این نقاشی، تصویر برهنه‌ای کلاسیک ولی در زمینه‌ای مدرن بود (و احتمالا موضوع سوژه یک معشوقه بود). مانت در ادامه کارهای بحث برانگیزش، با ارائه چشم‌اندازهای غیر معمول و جزئیات ناتمام توسط ضربه‌های قلم‌مو، قوانین معمول را شکست.

امپرسیونیست‌ها اولین گروهی بودند که کمال‌گرایی را به چالش کشیدند

منتقدین خشن و بی‌رحمانه به او حمله کردند؛ اما مانت با پشتکار برای دیدگاهش جنگید و به آفرینش آثار هنری براساس ادراک شخصی خود ادامه داد. شاعر و منتقد هنری فرانسوی، شارل بودلر (Charles Baudelaire) این موضوع را مطرح ساخت که هنر مدرن بدون رشد در هر دو زمینه‌ی فرم و محتوا امکان زنده ماندن نخواهد داشت؛ سپس هنرمندان دیگری نیز با او هم‌نوا شدند. از جمله کلود مونه، کامی پیسارو، ادگار دگا، برت موریسو و پیتر رنوآر نیز تعریف سالون از کمال را به چالش کشیدند. این چنین، مکتب هنری امپرسیونیسم (Impressionism) متولد شد؛ پیام این مکتب نوظهور این بود که هنر هرگز مثل سابق (همان) نخواهد شد؛ چراکه مدرن شده است.

عکاسی در مسیر دوگانه‌اش ادامه پیدا کرد اما بیشتر بر عکاسی از مردم و اتفاقات واقعی متمرکز شد. گوستاو لوگره (Gustave Le Gray)، عکاس فرانسوی، که می‌خواست عکاسی به‌عنوان یک هنر تلقی شود می‌گفت: «آرزوی قلبی من این است که عکاسی به‌جای سقوط به قلمرو صنعت و تجارت، در میان هنرها قرار گیرد. روح و جایگاه حقیقی عکاسی این است و من تلاش خواهم کرد تا عکاسی را به این جهت هدایت کنم».

لوگره پس از راه اندازی یک استودیو، دستورالعمل‌ها و آموزش‌هایی را پیشنهاد کرد. اما بعد از کسب چند موفقیت، سرانجام همراه دوستش الکساندر دوما (خالق رمان مشهور سه تفنگدار) فرانسه را ترک کرد. او در ادامه زندگیش همچنان به کار عکاسی مشغول بود اما دیگر آموزش به دیگران را کنار گذاشته بود.

گوستاو لوگره/Gustave Le Gray

پرتره گوستاو لوگره مهم‌ترین عکاس فرانسه در دهه ۱۸۰۰

عکاسی برخلاف نقاشی (که بزرگ‌ترین اختراعش یعنی پینت تیوب (paint tube) «نقاشی فضای باز» را ممکن ساخت) ریشه در نوآوری دارد. از همان ابتدا عکاسی (و عکاسان) همواره تحت تاثیر تکنولوژی بوده‌ است؛ از اختراع صفحه‌های خشک (dry plates) توسط ایستمن کداک تا فیلم رنگی و دوربین برونی که عکاسی از اجسام را ممکن ساخت، صنعت همواره کنترل سفت‌ و سختی بر مسیر عکاسی و تلاشش برای رسیدن به کمال داشته است.

از سال ۲۰۰۰ عکاسان بیشتر و بیشتر به دوربین‌های دیجیتال و درکنار آن، خواست‌های همیشگی خود برای داشتن فایل‌های عکس بزرگ‌تر، عکس‌های با ثبات‌تر (لرزش‌گیر) و کنترل بیشتر برای گرفتن عکسی شفاف، واضح و کامل دست پیدا کرده‌اند. اگر همچنان عکس به اندازه کافی کامل و عالی نبود، همواره نرم‌افزارهایی مثل فتوشاپ در دسترس هستند که با آن‌ها می‌توان هرگونه نقصی را برطرف کرد. بنابراین، امروز همه شما می‌توانید عکاسی و در صورت لزوم عکس خود را تصحیح کنید و درنهایت شما نیز یک کمال بی نقص داشته باشید.

اما برای هنر پیشرفت عکاسی چه اتفاقی افتاده است؟ آیا ما هم مانند هنرمندان سالون در دهه ۱۸۰۰ تنها قواعدی را دنبال می‌کنیم و جوایزی برنده می‌شویم؟ هنوز امپرسیونیست‌ها مشتاق تصدیق هستند و بیشتر هنرمندان نیز این کار را می‌کنند؛ ولی آن‌ها برای اظهار موجودیت خود پذیرای رنج بودند و درنهایت نیز بر منتقدین غلبه کردند. آیا ما میل به رنج برای هنر و ارائه برداشت ناقص، معیوب و ناکامل از آن‌چه می‌بینیم را از دست داده‌ایم؟ آیا پذیرفته‌ایم که آنچه «صنعت و تجارت» درباره باید‌ها و نباید‌ها می‌گوید یک عکاسی عالی را می‌سازد؟

پیکاسو: «در هر عکاسی، یک نقاش، یک هنرمند واقعی، منتظر اظهار وجود است.»

امروزه جهان به واقع مدرن از کمال خیلی دور است. ما جهان را با وضوح ۲۰/۲۰ نمی‌بینیم. وقتی به جهان نگاه می‌کنیم آن را افسون شده با عیب و نقص می‌یابیم. قواعد به ما می‌گویند از این ضربه‌های قلم‌موی شخصی در جهان دست برداریم؛ اما، پیروی بی‌چون و چرا از اصول ممکن است به قیمت روح خلاقمان تمام شود.

هنرمندان با هنر خود می‌خواهند به دیگران بگویند که چطور می‌توان جور دیگری دید. آن‌ها اعلام می‌کنند: « این است جهانی که من می‌بینم!» شاید شما بگویید: «اما من هنرمند نیستم، من فقط یک عکاسم.» پابلو پیکاسو «آزمایشگر کبیر» (که همراه‌با ژرژ براک پدر سبک کوبیسم (Cubism) است) مخالف خواهد بود. در حقیقت، پیکاسو در اوایل دهه ۱۹۰۰ شروع به عکاسی کرد و عکس‌های خودش را توسعه داد. ثابت شده است که در طول زمان، عکاسی درکنار تکامل هنر او و هنر انتزاعی رشد پیدا می‌کند.

سامسونگ ارز دیجیتال اختصاصی خودش را عرضه می‌کند

سامسونگ به‌دنبال عرضه‌ی ارزی رمز‌نگاری‌شده برپایه‌ی اتریوم است.

براساس گزارش کوین‌دسک (CoinDesk)، سامسونگ ساخت چهارچوب مرکز اصلی بلاک‌چین (Blockchain mainnet) خود را شروع کرده است. برخی معتقدند بلاک‌چین سامسونگ پس از راه‌اندازی اولیه قفل خواهد شد؛ اما دوباره می‌تواند به‌روی عموم بازشود. سپس، به این کوین برپایه‌ی اتریوم سامسونگ اجازه داده می‌شود تا درکنار بیت‌کوین (Bitcoin) و اتریوم (Ethereum) توسعه پیدا کند و مبادله شود.

به‌نظر می‌رسد سامسونگ کیف‌پول رمزارز Blockhain KeyStore را برای معرفی سامسونگ‌کوین (Samsung Coin) توسعه داده است؛ زیرا این اپلیکیشن با بیت‌کوین، رایج‌ترین ارز دیجیتال جهان، سازگار نیست. ممکن است سؤال کنید، چرا؟ پاسخ این است که این نرم‌افزار فقط با ارزهای اتریوم و مشتق‌شده از اتریوم کار می‌کند؛ یعنی رمزارزی که گفته می‌شود سامسونگ‌کوین هم برپایه آن است.کوین‌دسک با استناد به منبعی ناشناس و آشنا به موقعیت داخلی  سامسونگ یادآوری می‌کند این غول کره‌ای مأموریت ویژه‌ای برای تحقیق‌وتوسعه شبکه‌ی بلاک‌چین خود در زمان مناسبی از سال دارد. همان منبع اضافه می‌کند شرکت روی خدمات مرتبط با رمزارز نیز کار می‌کند؛ گرچه هنوز روشن نیست آن‌ها روی چه چیزی کار می‌کنند و قرار است چه عملکرد یا عنوانی داشته باشند.

فین‌تک فناوری انقلابی آینده خواهد بود

فناوی‌های فین‌تک در سال‌های اخیر رشد چشمگیری کرده‌اند و نمی‌توان از قدرت آن‌ها در ساختارشکنی‌های اساسی در سطح جهانی چشم‌پوشی کرد.

چستر چارلسون، مخترع ماشین زیراکس، در سال ۱۹۴۰ و هنگام ارائه‌ی طرحش با چنین بازخوردی روبه‌رو شد: «چه کسی تمایل دارد اسناد را روی کاغذ سفید کپی کند؟» در سال ۱۸۷۶، در اسناد داخلی شرکت وسترن‌یونیون چنین متنی دیده شد: «تلفن برای تبدیل‌شدن به ابزاری ارتباطی ضعف‌های زیادی دارد. این دستگاه جدید هیچ ارزشی برای ما ندارد».

با نگاهی گذرا به تاریخ، مثال‌های متعدد مشابهی با داستان‌های بالا می‌بینیم. افراد زیادی در تاریخ نتوانستند تأثیر تغییرات دنیای فناوری را تخمین بزنند و با شکست در ادامه‌ی مسیر روبه‌رو شدند. ما هم امروز چنین اشتباهی را درباره‌ی فین‌تک (فناوری‌های مالی) مرتکب می‌شویم؟ فین‌تک را می‌توان فناوری انقلابی بعدی در رشد اقتصادی نامید؟

نوآوری در صنایع مالی با نوآوری‌های دیگر تفاوت‌های عمده‌ای دارد. فناوری‌های جدید در این حوزه، تأثیر مستقیمی بر بازدهی بخش مالی جوامع می‌گذارد؛ بخشی که پس‌اندازها و هزینه‌های مردم در اقتصاد را پوشش می‌دهد و درنهایت، روی رشد جامعه و کشور تأثیر می‌گذارد.

فین‌تک را می‌توان بخشی از اقتصاد دیجیتال دانست. اقتصادی که نوآوری‌های زیادی به‌همراه داشت که درنهایت، روش زندگی ما را هم تغییر داد. البته، عصر دیجیتال پیامد منفی کاهش بهره‌وری را هم به‌همراه داشته و در بررسی‌های مختلف، کامپیوتر را در همه‌ی زمینه‌های زندگی به‌جز بهره‌وری نشان می‌دهند.

هیئت بین‌المللی ثبات مالی، فین‌تک را در پنج بخش اصلی دسته‌بندی می‌کند: پرداخت و تسویه‌حساب، پس‌انداز وام و افزایش سرمایه، بیمه، مدیریتسرمایه و پشتبیانی از  بازار. البته، دسته‌بندی‌های دیگری نیز وجود دارند که قابلیت میزبانی از فین‌تک را دارند. در وضعیت کنونی، بخش پرداخت بیش‌ازهمه تحت‌تأثیر فناوی‌های فین‌تک است و رخدادهای مهمی در بخش‌های دیگر ندیده‌ایم.

India

مدیران سنّتی و فعالان بانک‌های مرکزی و سازمان‌‌های مشابه دیدگاه آن‌چنان مثبتی به فین‌تک ندارند. برخی از آن‌ها فناوری جدید را موجب جدایی بانک‌ها از فرایندهای اصلی‌شان می‌دانند. برخی دیگر هم فین‌تک را مانند انقلاب‌های دیگر می‌بینند و از ناپایدارشدن سیستم‌های مالی می‌ترسند. درنتیجه، بسیاری از استارتاپ‌های حوزه‌ی فین‌تک در سرتاسر جهان با مشکلات قانون‌گذاری روبه‌رو هستند. این درحالی‌ است که قانون از سازمان‌های مالی دیگر با ساختار سنّتی راحت‌تر حمایت می‌کند.

اقتصادهای بازتر بهره‌ی بیشتری از انقلاب فین‌تک خواهند برد

درحال‌حاضر، بازارهای بازتر در سطح جهانی سرعت توسعه‌ی بیشتری در فین‌تک تجربه کرده‌اند. به‌عنوان مثال، سیستم پرداخت الکترونیکی M-Pesa در کنیا و تانزانیا و مناطق مشابه یکی از دستاوردهای موفق فین‌تک در آفریقا بوده است. این ابزار را می‌توان یکی از داستان‌های موفقیت فین‌تک در دهه‌ی گذشته نامید؛ سرویسی که با تبدیل گوشی‌های موبایل به حساب‌های کاربری، فرایندهای مالی را برای افراد بدون حساب بانکی آسان‌تر کرد. دراین‌میان، بانک مرکزی کنیا با اهدای مجوز لازم به M-Pesa، باعث رشد سریع سرویس در یکی از کشوره‌های پیشرفته‌‌ی منطقه‌ی شرق آفریقا شد.

مطالعات جهانی نشان می‌دهد فین‌تک در کشورهایی با سیاست‌های کمتر سخت‌گیرانه‌ی بانکی، رشد و سلطه‌ی بیشتری تجربه می‌کند. به‌علاوه، جوامع با درآمد درخورتوجه و سیستم‌های بانکی با رقابت کمتر زمینه را برای رشد بیشتر فین‌تک فراهم می‌کنند. M-Pesa که نمونه‌ا‌ی موفق از فین‌تک محسوب می‌شود، امروز ۱۱۰ هزار کارگزار دارد که ۴۰ برابر ATMهای موجود در کنیا است.

M-Pesa Payment

M-Pesa مثالی از ساختارشکنی فین‌تک در بخش مالی کشور و افزایش بازدهی در اقتصاد است. آمارهای کنیا نشان می‌دهد این سرویس تا ۱۴ درصد به رشد بهره‌وری در کشور کمک می‌کند. این، عاملی است که درنهایت به رشد اقتصادی کشور خواهد انجامید.

ساختارشکنی در سیستم مالی، تنها کاربرد فین‌تک‌هایی همچون M-Pesa نیست. با واردکردن پس‌انداز افراد بدون حساب بانکی به سیستم‌های مالی کشور، سرمایه‌ی در گردش برای سرمایه‌گذاری در صنایع مختلف افزایش می‌یابد. افزایش سرمایه‌ها نیز عامل مهمی محسوب می‌شود که به بهبود استاندارد زندگی شهروندان کمک می‌کند.

فین‌تک کنونی، تنها در بخش پرداخت فعالیت جدی داشته است

اگر فین‌تک بتواند روندی مشابه کنیا را در کشورهای دیگر اجرا کند؛ یعنی مشارکت مردم در سیستم مالی بیشتر شود، می‌توان امیدوار بود پس‌اندازهای بیشتری در سرتاسر جهان به بخش سرمایه‌گذاری اضافه شوند؛ سرمایه‌گذاری‌هایی که در صنعت و زیرساخت و حتی دارایی‌های انسانی انجام می‌شود. دارایی‌های انسانی بخشی از دارایی هستند که تأثیر مستقیمی بر اقتصادهای درحال‌رشد می‌گذارند. درحال‌حاضر در چنین مناطقی از جهان، ۱.۷ میلیارد نفر بدون داشتن حساب بانکی زندگی می‌کنند.

چین مثالی دیگر از موفقیت فین‌تک است. ارائه‌دهنده‌های خدمات پرداخت الکترونیکی، مانند Ant Financial و WeChat Pay، در این کشور فرمانروایی می‌کنند. چین کشوری است که نیمی از پرداخت‌‌های آنلاین جهان را ازآنِ خود می‌کند. رشد آن‌ها هم به‌‌دلیل اعطای مجوز از قانون‌گذارانی رخ داد که به‌دنبال افزایش رقابت در سیستمی مالی با نظارت دولت بودند. درنتیجه، فین‌تک با عبور از بانک‌های دولتی و شرکت‌های کارت‌های اعتباری، بازدهی را در سیستم مالی چین به‌ میزان چشمگیری افزایش داد. بازارهای بزرگ دیگر فین‌تک مانند آمریکا و بریتانیا نیز می‌توانند از چنین رویکردهایی برای افزایش بازدهی استفاده کنند.

Beyond fintech

فین‌تک این ظرفیت را دارد که رشد اقتصادی را در اقتصادهای درحال‌رشد و پیشرفته افزایش دهد. رشد نیز با افزایش سرمایه‌ی درگردش و همچنین بازدهی سیستم‌های مالی رخ می‌دهد. واسطه‌گری در بازارهای مالی یکی از بخش‌های مهم تمامی اقتصادهای جهان است؛ درنتیجه، پیشرفت فناوری در این حوزه می‌تواند بازدهی فراوانی همچون دیگر نوآوری‌های فناورانه‌ی گذشته داشته باشد.

درنهایت، به‌یاد بیاورید بسیاری از نوآوری‌ها در تاریخ دست‌ِکم گرفته شدند و بعدها انقلاب‌های مهمی شکل دادند. شاید فین‌تک هم انقلاب دوران دیجیتال باشد که هنوز ظرفیت‌های درخورتوجه آن درک نشده‌اند. به‌هرحال، پیشرفت‌های رخ داده تابه‌امروز نشان می‌دهد بیش‌ازاین می‌توان به آینده‌ی فناوری‌های مدرن مالی امیدوار بود.

استفاده صحیح از برچسب ها و دسته بندی ها در وردپرس

وردپرس به شما اجازه می دهد، پست های تارنگار خود را به دسته ها و برچسب های گوناگون مرتب کنید. این مایه می شود که شما بتوانید مطالب خویش را به چهره موضوعی مدیریت کنید و به کاربران خود برای پیدا کردن محتوایی که بدنبال آن هستند کمک کنید.


دسته بندی ها و برچسب ها همچنین به موتورهای جستجو کمک می کنند لغایت ساختار و محتوای وبسایت شما را بهتر درک کنند. پس از آن بهره‌گیری و بهره ببرید.


به پیوند درونی یا (Internal Links) خودتان را خو دهید.

پیوند درونی در وردپرس


موتورهای جستجو برای هر صفحه در تارنما شما یک نمره (page authority) تعیین می کنند. چگونگی این نمره گذاری برای هیچکس مشخص نیست الی وبمستر ها و سئو کارها نتوانند با سئو وردپرس کلاه سیاه با نتایج جستجو بازی کنند. با این حال، رایج ترین پرتو هایی که مشخص شده است ، لینک گذاری درونی یا Internal links است.


به همین دلیل مهم است که میگوییم به مطالب خودتان از پست های دیگر و صفحات سایر وبسایت خود پیوند دهید.


شما باید خودتان را عادت دهید که محتوای سایت خویش را هر زمان که ممکن است بهم مرتبط کنید. این به شما کمک می کند صفحات نمایشی خویش را افزایش دهید، آنوقت کاربران گردش خود را در سایت شما بیشتر میکنند و در پایان این عمل نمره (پیج آتوریتی page authority) را شفا می بخشد.


بهینه سازی نظرات وردپرس

نظرات می تواند اثر ای قوی از تعامل کاربر در وب سایت شما باشد.


اما شما باید مطمئن شوید که عقیده گذاشته شده راستین است و نه هرزنامه یا اسپم. اسپمر ها نظرات خود را با لینک های بد ارسال می کنند که می تواند رتبه بندی محتوای شما را تحت تاثیر پیمان دهد و حتی خراب کند.


به همین علت پیشنهاد می شود کل ی سایت های وردپرسی از افزونه ی Akismet کاربرد کنند. این یکی از دو پلاگینی است که به طور قبل فرض با هر سایت وردپرس نصب شده است و به شما کمک می کند لغایت از نظرات هرز یا اسپم جلوگیریکنید.

مرگ قانون مور؛ آیا پیشرفت کامپیوترها متوقف می‌شود؟

آیا تا به حال این سوال برایتان پیش آمده که چرا کامپیوترها طی چند دهه‌ی گذشته با چنین سرعت فزاینده‌ای پیشرفت کرده‌اند. بازی‌های ویدیویی، اپلیکیشن‌های موبایل و پیش‌بینی‌های دقیق وضعیت آب و هوا نمودهایی از امکاناتی هستند که زندگی ما را متحول کرده‌اند. همه‌ی این‌ها طی پنج دهه‌ی گذشته، به کمک تراشه‌های قدرتمند کامپیوتری ممکن شده‌اند.

وظیفه‌ی اصلی پردازش‌های کامپیوتری بر دوش تراشه‌هایی است که از ترانزیستور تشکیل شده‌اند. ظرفیت این تراشه‌ها سال به سال بیشتر می‌شود چون ترانزیستورها کوچک‌تر و کوچک‌تر می‌شوند. «گوردن مور» (Gordon Moore)، بنیان‌گذار شرکت اینتل، این روند را مشاهده و پیش‌بینی کرد که هر سال با کوچک‌تر شدن ترانزیستور، ظرفیت تراشه برای جای دادن آنها دو برابر می‌شود. او در این باره مقاله‌ای نوشت و پیش‌بینی کرد که حداقل تا یک دهه‌ی دیگر سرعت پیشرفت همین‌ قدر خواهد بود. در سال ۱۹۷۵ او در پیش‌بینی‌اش بازبینی کرد و گفت دو برابر شدن تعداد ترانزیستورها در تراشه هر دو سال یک بار اتفاق می‌افتد. اینگونه بود که قانون مور نوشته شد. اما حالا ظاهرا این قانون به پایان عمر خود رسیده.

طی چند دهه‌ی اخیر ما توانسته‌ایم ترانزیستورها را کوچک‌تر و کوچک‌تر کنیم و تعداد بیشتری از آنها را در تراشه‌های جای دهیم. این باعث شده که توان پردازشی کامپیوترها بیشتر و بیشتر شود. با افزایش تراکم ترانزیستورها طراحان توانسته‌اند کاربردهای نوینی برای تراشه‌ها خلق کنند و در زمینه‌های مختلف نوآوری داشته باشند. اما به نظر می‌رسد سرعت پیش‌روی در نوآوری‌ها و تکنولوژی‌های جدید کندتر و کندتر می‌شود. به همین دلیل، در چند سال آینده شرکت‌های فعال در عرصه‌ی تکنولوژی باید بیشتر نسبت به گذشته بیشتر تلاش کنند تا همچنان بتوانند به نوآوری ادامه دهند.

یکی از استادیاران دانشگاه میشیگان به نام «توماس ونیش» (Thomas Wenisch) می‌گوید: «ما باید بپرسیم که آیا این مسئله در زمینه‌ی دستگاه‌های موبایل، مراکز داده و ماشین‌های خودران مشکل ایجاد می‌کند؟ من فکر می‌کنم بله، اما در مقیاس‌های زمانی متفاوت.»

صنعت تراشه با پیش‌قدمی اینتل پیش‌بینی مور را زنده نگه داشته است. شرکت‌های فعال در ساخت تراشه‌های کامپیوتری هر سال با اضافه شدن ظرفیت تراشه و در نتیجه تعداد ترانزیستورها توانسته‌اند کارهای بسیاری انجام دهند. اما اینتل عرضه‌ی نسل بعدی تکنولوژی ترانزیستورهایش را که به اندازه‌ی ۱۰ نانومتر هستند، تا ۲۰۱۷ به عقب انداخته است. این شرکت همچنین تصمیم گرفته که فاصله‌ی زمانی بین نسل‌های آینده را افزایش دهد. به این ترتیب، قانون مور که شرکت‌های مهم صنعت کامپیوتر از آن تبعیت می‌کردند به تدریج کنار گذاشته می‌شود.  مسوولان اینتل عنوان کرده‌اند که ترانزیستورهای سیلیکونی آنها تنها تا پنج سال دیگر می‌توانند کوچک‌تر شوند.

گوشی‌های هوشمندی که در جیب‌های ما هستند، احتمالا دیرتر از هر نوع دستگاه کامپیوتری دیگری تحت تاثیر این موضوع قرار خواهند گرفت. تراشه‌ی دستگاه‌های موبایل را شرکت‌هایی غیر از اینتل می‌سازند و اکثر آنها در تکنولوژی ترانزیستور کمی عقب‌تر هستند. علاوه بر این، پردازنده‌های موبایل از تکنیک‌های طراحی خاصی که در پردازنده‌ی‌های قدرتمندتر به کار می‌روند، به طور کامل بهره‌مند نیستند. ونیش می‌گوید: «احتمالا تنها یک یا دو نسل دیگر در صنعت موبایل پیش رویمان باشد.»

قانون مور

با افزایش تراکم ترانزیستورها طراحان توانسته‌اند کاربردهای نوینی برای تراشه‌ها خلق کنند و در زمینه‌های مختلف نوآوری داشته باشند.

هرچند بسیاری از کارهای مفیدی که یک دستگاه موبایل می‌تواند انجام دهد، به قدرت پایگاه‌های داده‌ای میلیارد دلاری وابسته است. پایان قانون مور می‌تواند ضربه‌ی محکمی به این پایگاه‌های داده‌ای وارد کند. شرکت‌هایی مثل گوگل و مایکروسافت با اشتیاق فراوان نسل جدید پیشرفته‌ترین تراشه‌ها را به کار می‌گیرند؛ تراشه‌هایی که ترانزیستورهای بیشتری را در خود جا داده و متراکم‌تر شده‌اند.

ونیش می‌گوید شرکت‌هایی مثل اینتل (که بر بازار تراشه‌های سرورها سلطه دارند) و بزرگ‌ترین مشتریان آنها باید خلاق‌تر شوند و راه‌هایی برای حل این مشکل پیدا کنند. راه‌های دیگری هم برای افزایش قدرت پردازش وجود دارد، مثلا اینکه شرکت‌ها می‌توانند بیشتر تلاش کنند و طراحی بهتری برای تراشه‌ها ارایه دهند یا اینکه برای الگوریتم‌های مهم تراشه‌های مخصوصی بسازند.

به عنوان مثال پیشرفت در طراحی تکنیک یادگیری ماشینی که به آن «یادگیری عمیق» (deep learning) هم می‌گویند، به محاسبات جبر وابسته است، به همین دلیل به شدت به تراشه‌هایی نیاز داریم که متناسب با محاسبات جبر طراحی شده باشند. انویدیا (شرکتی که تراشه‌های گرافیکی می‌سازد) و چندین استارت‌آپ دیگر، از هم‌اکنون در این مسیر گام برداشته‌اند.

مایکروسافت و اینتل هم به دنبال این هستند که بعضی از کدها را روی «تراشه‌های تغییرپذیر» (reconfigurable chips) اجرا کنند تا بازدهی آنها بیشتر شود. این تراشه‌ها که به آنها FPGA می‌گویند سخت‌افزارشان داینامیک است و متناسب با برنامه‌نویسی که روی آن انجام می‌شود، تغییر می‌کنند. در حالت ایده‌آل، یک پردازنده‌ی تغییرپذیر می‌تواند به یک پردازنده‌ی ویدیویی، گرافیکی یا پردازنده‌ی مرکزی تبدیل شود و بتواند برنامه‌ها را با بالاترین سرعت اجرا کند. اینتل تقریبا ۱۷ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری کرده تا «آلترا» (Altera)، مهم‌ترین شرکت تولیدکننده‌ی تراشه‌های FPGA را تصاحب کند.

معاون «آزمایشگاه ملی لارنس برکلی» به نام «هورست سیمون» می‌گوید پیامدهای ناشی از روزهای پایانی قانون مور از همین حالا بر قدرتمندترین ماشین‌های محاسباتی تاثیر گذاشته‌اند. قوی‌ترین ابرکامپیوترهای جهان دیگر به سرعت گذشته بهتر نمی‌شوند.

سیمون می‌گوید: «در سه سال گذشته ما شاهد نوعی رکود بوده‌ایم.» این برای پروژه‌های تحقیقاتی که نیازمند ابرکامپیوترها هستند، مثل درک تغییر اقلیم، ساخت مواد جدید برای باتری‌ها و ابررسانا‌ها و بهبود طراحی داروها گران تمام می‌شود.

سیمون می‌گوید به بن‌بست خوردن در افزایش تراکم ترانزیستورها موج جدیدی را در شرکت‌ها ایجاد می‌کند و آن این است که طراحان ابرکامپیوترها و مراکز داده تلاش می‌کنند تا معماری اساسی کامپیوترها را از نو طراحی کنند. کنار گذاشتن طراحی‌های خاصی که به دهه‌ی ۴۰ میلادی بازمی‌گردند می‌تواند دستاوردهای مهمی را در زمینه‌ی بازدهی و عملکرد آنها به همراه بیاورد. اما برای اینکه بتوانیم از این امتیازات بهره‌مند شویم باید در طراحی بسیاری از نرم‌افزارها تجدیدنظر کنیم. علاوه بر این، برنامه‌نویسان هم باید عادت‌های فکری‌شان را تغییر دهند.

«نیل تامسون» (Neil Thompson)، یک استادیار از دانشگاه MIT می‌گوید مسئله‌ی اصلی این است که پس از پایان قانون مور، روش‌های ابتکاری جایگزینی که شرکت‌های سازنده‌ی تراشه‌ی کامپیوتری انتخاب می‌کنند باید بتواند به همان اندازه‌ تاثیرگذار و سودمند باشد. او می‌گوید: «ما می‌دانیم که روش‌های دیگر اهمیت دارند، اما سوال اینجاست که آیا می‌توانند در مقیاسی مشابه قانون مور موثر باشند؟»

یکی از دلایلی که شاید روش‌های دیگر نتوانند در مقیاس بزرگی به رشد تکنولوژی کمک کنند این است که شرکت‌ها باید به شکل‌های جدید و پیچیده‌ای با هم همکاری کنند و لزوما همه‌ی شرکت‌ها در یک مسیر با یکدیگر همسو نیستند. چون با قانون مور، مسیر و هدف مشترکی وجود داشت که محصولات صنعت و برنامه‌های تحقیق و توسعه‌‌ی شرکت‌ها را با هم همگام می‌کرد.

تامسون می‌گوید: «یکی از بزرگ‌ترین فواید قانون مور این است که مثل یک دستگاه هماهنگ‌سازی عمل می‌کند. مثلا، من می‌دانم که در دو سال آینده می‌توانم روی میزان مشخصی از توان پردازشی حساب باز کنم و بنابراین می‌توانم یک کاربرد را برای آن ظرفیت طراحی کنم. اگر شما اینتل باشید می‌دانید که مشتریان‌تان برای تراشه‌ی جدید شما برنامه‌ریزی کرده‌اند و اینکه بازار خوبی در انتظار محصول جدیدتان خواهد بود.» اما اگر هارمونی مشترکی بین شرکت‌ها وجود نداشته باشد، کمتر شاهد پیشرفت‌هایی خواهیم بود که بتواند برای همه نوع شرکت سودمند باشند.

منبع: MIT Technology Review